در پاسخ به
5 ژانويه 2009 22:36, بوسيله ى بابک - pater,blogfa.com
درود
جناب عمویی
چرا وقتی این اشک ها و آه ها را در رسای یک مشت عرب افتاده در کناری از سرزمین اسرائیل می نوشتید کمی به 3 روز عزای عمومی اعلام شده در غزه برای اعدام کفتار تازی، صدام حسین تکریتی فکر نکردید؟ نکند آن زمان دلتان برای صدام هم تنگ شده بود که به قذافی توهین کردید اما نام او را در زرورق قلمتان پیچیدید.
من هم فراموش نکردم وقتی پدرم 3 روز 3 روز خانه نمی آمد و پدر دوستم را چشم ترکیده از ناو پیاده کردند شهر زیر بمب ها و موشک های عرب های عراقی بود و فراموش نمی کنم روزی را که فهمیدم همان زمان این عرب های بدبخت و مظلوم فلسطینی برای پیروزی های کفتار تازی و مرگ پدران ما هورا می کشیدند، در خیابان های خراب شده ی همین غزه.
شما که اشکتان برای فلسطینیان دم مشکتان است چه (...)